5. خنثی بودن دین و نقد

خرید بک لینک

برخی برآنند که دین نسبت به امور اینجهانی خنثی و بیطرف است. دکتر سروش با تأکید بر بیطرفی و بیتأثیریِ دین در کار عالم، راز ماندگاری آن را خاموشی و انعطافپذیری نسبت به تحولات فکری- معیشتی میشناسد و نتیجه میگیرد که اسلام نه مقتضی پیشرفت است و نه نافیِ آن. (بنگرید: سروش1372: 82-79 ، 127-126 ، 130 ، 147 ، 315-314 ؛ 1376: 103-100). او هدف پیامبران را این میxadداند که حضور خداوند را در دل، در جامعه و در حیات جمعی و فردی آدمیان جدی کنند (بنگرید: سروش 1376: 66) و در جای دیگر آورده است: «حقیقتاً مهمترین خدمت دین این است که مسأله زندگی واپسین و جهان پس از مرگ را به ما میآموزد... . تعلیمات دین علی الاصول برای تنظیم معیشت و سعادت اخروی هستند... خداوند اوّلاً و بالذات دین را برای کارهای این جهانی و سامان دادن به معیشت درمانده ما در این جهان فرو نفرستاده، تعلیمات دینی علی الاصول برای حیات اخروی جهت گیری شده اند؛ یعنی برای تنظیم معیشت و سعادت اخروی هستند». (سروش، خدمات و حسنات دین، کیان، شماره 27: 12). مهندس بازرگان و برخی از دیگر روشنفکران نیز بر همین اساس مشی نمودهxadاند؛ وی میxadنویسد: «حکومت یا مدیریت جامعه در چارچوب آیه بعثت یا رسالت پیغمبر (که تلاوت آیات و تزکیه است و تعلیم کتاب و حکمت است)، منظور نگردیده است و به نظر نمی آید که جزو برنامه رسالت و مأموریت فرستادگان خدا بوده باشد»، (بازرگان، پادشاهی، خدا، 1377: 3-51، خدا و آخرت هدف بعثت، 1377: 82، 229؛ جهت آگاهی بیشتر بنگرید: شاکرین، 1384: 72-84).

نقد

1. برخلاف گمانه یاد شده دین مبین اسلام رابطه وثیقی با سیاست و مسائل اجتماعی و اینجهانی دارد. امام خمینی1در این باره میفرماید: «آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه میکنید، هفت هشت تا کتابی است که مربوط به عبادات است، باقیxadاش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرت و اینطور چیزهاست...» (خمینی، 1378، 6: 43؛ جهت آگاهی بیشتر بنگرید: شاکرین، پیشین).

استاد مطهرى نیز برآن است که: هرچند هدف نهایى پیامبران همان توحید و یگانه پرستى و رسیدن به مقام قرب الهى است، که تنها راه فلاح و سعادت جاودان مى باشد؛ لیکن آنان به مسائلى چون عدالت، آزادى، برابرى و برقرارى نظام صالح اجتماعى نیز توجه داشتهاند، چه آنکه اینگونه امور از طرفى مقدمه وصول به فلاح و رستگارى فرجامین است، و از دیگر سو داراى اهمیت نفسى و ارزش ذاتى اینجهانی نیز مى باشد (مطهری، 1374، وحی و نبوت، 31 ـ 37) .

2. دکتر سروش خود پذیرفتهxad است که هرچند هدف نهایی دین سعادت فرجامین است، اما چون راه آخرت از دنیا میxadگذرد؛ بهxadناچار گوش چشمی هم به دنیا دارد. وی در این باره میxadگوید: «دین علی الاصول برای تأمین سعادت اخروی آمده است اما چون راه ما آدمیان از دنیا میگذرد به میزانی که دنیا میتواند در کار آخرت امداد کند یا مزاحم واقع شود، مورد توجه دین قرار میگیرد.» (سروش، 1378: 182) بازرگان نیز آورده است: «دین اصول سیاست و هدف حکومت را تعیین میکند ولی وارد جزئیات نمیشود.» (بازرگان، 1378، 8: 379؛ نیز بنگرید: مجتهد شبستری، 1379، 152؛ کدیور، محسن، کدام حکومت دینی، کدام آزادی، چاپ شده در: ستوده، امیررضا و سیدناصری، حمیدرضا؛ 1378: 209) .

لیکن واقعیت آموزهxadهای اسلامی در حوزه مسائل اینجهانی بسی فراختر از ترسیم اهداف و خطوط کلی است. آیه الله جوادی آملی در این باره میxadنویسد: «در تعالیم اسلام، تبیین خطوط کلی زندگی بشر نقش مهمی دارد و از جایگاه ارزشمندی برخوردار است، اما محدود کردن وظایف دین کامل اسلام در بیان کلیات، افزون بر آن که حاکی از نقص و عدم کارآمدی آن در زدودن ابهامات است، به گونهای عینی و ملموس با متون نقلی مکتب کاملاً متعارض و مخالف است.» (جوادی آملی، عبدالله، 1378: 256؛ طباطبائی 1387: 110-111؛ همو: 1360: 103-161؛ مطهری، 1381، 20: 63؛ جوادیآملی، 1378: 93؛ جعفری، 1377: 117-126؛ مصباح یزدی، 1389، 4: 37، خمینی، 1378، 6: 467-468).

3. از نظر برخی صاحبنظران بیاعتنایی نسبت به بسترِ مساعد و فراهمآوریِ زمینههای لازم برای رشد و تعالی، نه تنها با رَویة ادیان جهانی و سیرة پیامبر عظیمالشأن اسلام6مطابقت ندارد که با اصول تردیدناپذیر دانشِ جامعهشناسی و مبانی روانشناختی مبنی بر لزوم سازگاری و همنواییِ بیرون و درون هم در تغایر است. بنابراین حتی اگر بر همان نگاه حداقلی به دین هم ملتزم باشیم؛ باز همچنان داشتنِ حساسیت نسبت به محیط اجتماعیِ دینداران و تمهید بسترِ مساعد برای زندگیِ دینیِ پیروان، یک اهتمام و مبادره اجتنابناپذیر است و در صورت تدوام، واجد آثار ماندگاری خواهد شد که در سطح اجتماعی، موجب ممتازشدن آن از جوامع دیگر میگردد.

به عبارت دیگر اثرِ بسیار تعیینxadکننده محیط، خصوصاً محیط اجتماعی را بر انسانها، علیالخصوص بر اوساطالناس که کمیّتِ اصلی مخاطبان ادیان را تشکیل میدهند، نمیxadتوان انکار کرد و از آن چشم پوشید و شأن «مقدمی»، «تلائمی» و «پیامدیِ» توسعه را در فرایند تحقق دین و استکمال دینداری نادیده گرفت، پس نمیتوان نسبت به اثرِ دستگاه مرکزی قدرت بر ساخت و تحولات اجتماعی نیز بیاعتنا بود. اندک شَمِّ جامعهxadشناسانه به ما کمک میکند تا به نقشِ تأثیرگذار و تعیینxadکنندة دولت در شکلدهی به اوضاع اجتماعی و از آن طریق بر فرد و احوالات او پی بُرد و این مساله بر لزوم حساسیت و اهتمام دین به مسائل اجتماعی تاکید میxadکند. (بنگرید: شجاعیxadزند، 1387: 56-62)

مفهوم پیشرفت...

ما را در سایت مفهوم پیشرفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 7:20

صفحه بندی