عادل ضاهر بر آن است که آنچه انسان در تصمیم گیرى، برنامه ریزى و رفتارهاى مربوط به عرصههاى مختلف حیات نیاز دارد
معرفت عملى است. خصوصیت معرفت عملى این است که تغییرناپذیر و مطلق مى باشد. لازمه این ویژگى این است که در شرایط معین به طور دقیق، جزئى و مشخص بتواند چگونه رفتار کردن را مشخص سازد. از طرف دیگر آنچه در دین یافت مى شود تنها یکسرى قواعد و اصول کلى اخلاقى است. اصول اخلاقى همگى در زمره «الزامات بدوى» (Prima FacieObligations)، اقتضایى وناپایدارند. این قواعد
فاقد قدرت «الزام فعلى»اند، زیرا همگى نسبى و تابع شرایطاند، به عبارت دیگر در برابر هر قاعده اخلاقى، قاعده اخلاقى دیگرى است که در شرایطى آن را ابطال مى کند. پس هیچ اصل اخلاقى مطلق نیست، و هر اندازه یک اعتبار اخلاقى نیرومند باشد، باز مى توان وضعیتى را تصور نمود که زاینده اعتبار اخلاقى دیگرى باشد که بر آن فائق آید و آن را از ارائه «الزام فعلى» ناتوان سازد. (ضاهر، 1998: 175 ـ 177) مثلا در اسلام آمده است که دزدى بد است، یا دروغ نباید گفت، در حالى که چه بسا در شرایطى سرقت مفید افتد و یا دروغى حافظ جان انسانى شود. «قواعدى چون «لاضرر و لاضرار» و «امر به معروف و نهى ازمنکر» نیز فاقد هر گونه مرزبندى دقیق است، از اینرو ارزش روشنگرى عملى ندارد. قاعده «لاضرر» معین نمى کند که ضرر چیست و از ضرر رساندن به چه کسانى و در چه مواردى باید پرهیخت. نیز در صورت تزاحم و تصادم منافع این قاعده از کار مى افتد، زیرا روشن نمى سازد که چگونه مى توان بین مصالح درگیر با یکدیگر وفاق و سازگارى برقرار کرد و جایگاه و منزلت هر مصلحتى را چگونه باید معین ساخت.» (همان، 178) بنابراین تنها خرد بشرى است که با سنجش همه جهات در هر زمینه مى تواند برنامه رفتار انسانى را به دقت تنظیم نماید و احکام مطلق و تغییرناپذیر صادر کند، اما دین از ارایه معرفت عملى که دستمایه بنیادین برنامه ریزىهاى کلان اجتماعى است ناتوان و ناکام است. بنابراین چگونه میxadتوان از دین سهمی برای تدوین الگوی پیشرفت انتظار داشت
؟ مفهوم پیشرفت...
ما را در سایت مفهوم پیشرفت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 7:20